Home » ځانګړي ليکني » قناعت چيست وقانع کیست ؟

قناعت چيست وقانع کیست ؟

قناعت يكى از صفات بس مهم ونيك راد مردان بزرگ، بلكه يكى از عطية الهى براى بندگان برگزيده ومحبوب پروردگار است.

تعريف ومفهوم قناعت :

قناعت كه أصلا راضى بودن به بهره، نصيب و تقسيم الله تعالى است. راجع به تعريف آن أقوال متعدده از علماء نقل شده است. راغب اصفهانى مى‌گويد :

القناعة الاجتزاء باليسير من الأغراضالمحتاج إليه .

«قناعت اكتفا نمودن به چيز كم واندكى از چيزهايى است كه انسان به آنها نياز دارد، جاحظ عالم لغوى راجع به قناعت مى‌گويد :

«القناعة هى الاقتصار على ما سنح من العيش و الرضا بما تسهل من المعاش و ترك الحرص على اكتساب الأموال و طلب المراتب العالية مع الرغبة فى جميع ذلك والميل اليه و قهر النفس على ذلك والتقنع باليسير منه .

قناعت اكتفا برآن وسائل زندگي است كه میسر شده است و راضى شدن به آن اندازه از أمور معاش است كه به سهولت به ميان آمده، و ترك حرص براى به دست آورن أموال و ثروت و ترك طلب و تقاضای مراتب عالی و منازل بلند، با وجود که رغبت و علاقه و دلچسپى بر آن موجود است، ونفس رادرين راستا مغلوب نمودن وقناعت بر چيز اندكى ازان مى باشد»وبرخى از علماء قناعت را چنين تعريف كرده اند

«القناعة هى الرضا بما قسم الله ولو كان قليلا وعدم التطلع الى ما فى أيدى الآخرين وهى علامة على صدق الإيمان.

«قناعت عبارت از راضى بودن به آنچه كه الله تعالى به (بندگان) تقسيم نموده گرچه اندک باشد و عدم تطلع وچشم‌داشتن به آنچه كه به دست ديگران است وهمين نشانه صدق و راستى إيمان است.

ابن تيميه راجع به قناعت گفته است :
«
هى ترك الرغبة فيما لا ينفع فى الدار الآخرة التى لا يستعان بها على طاعة الله عز وجل
«
قناعت عبارت از نداشتن ميل و علاقه بر آنچه كه در سراى آخرت به سود انسان تمام نمى‌شود و آنچه كه برطاعت الله تعالى از آن استعانت جسته نمى شود.

مراتب قناعت:

علما براى قناعت سه مرتبه ذكر كرده اند:

١اينكه انسان بر آنچه كه از دنيا برايش رسيده قانع بوده و از تقاضا و تعرض بيشتر از آن خود را نگهدار. مالك بن دينار مى‌گويد :

«ازهد الناس من لا تتجاوز رغبته من الدنيا بلغته »

«زاهد ترين انسانها كسى است كه رغبت و ميل وى به دنيا از آنچه كه برايش رسيده است تجاوز نمى‌كند.

٢اينكه قناعت او را در حد كفايت متوقف سازد و بيشتر و بالاتر از حد كفايت را حذف كند طوري كه در اثر آمدهمن رضى بالمقدور قنع بالميسور.

«كسيكه بر آنچه برايش مقدر شده راضى شد برآنچه برايش ميسر شده قانع مى شود.

٣اينكه قناعت او را بر آنچه كه برایش رسیده

متوقف سازد وآنچه كه برايش مي‌آيد ناپسندنمى‌باشد هر چند زياد بوده باشد و در پى طلب آنچه كه دريافتش مشكل است نمى‌گردد هر چند كم واندك باشد.

فوائد قناعت:

قناعت بدون شك فوائد زياد دارد كه ذيلا به برخى از آنها اشاره مى نماييم :

١از فوائد قناعت اينست كه قلب انسان با إيمان به الله تعالى و اعتماد برآن و رضا بر آنچه كه برايش

مقدر و تقسيم شده مملوء مى‌گردد.

«إن من ضعف يقينك ان تكون بما فى يدك أوثق منك بما فى يد الله»

«از نشانه سستى يقينت آنست كه اعتمادت بر آنچه كه در دست دارى بيشتر ازآنچه باشد كه در دست الله تعالى است

٢زندگي خوش وگوارا نصيب انسان قانع می‌گردد. الله تعالى فرموده است:

«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً » [النحل : 97[

«هر مرد و زنى كه كار نيك وشايسته انجام دهد و در حالى كه ايمان داشته باشد ما زندگي خوش و گوارا برایش فراهم مى سازيم»

ابن جوزى مى‌گويد :

«من قنع طاب عيشه ومن طمع طال طيشه»
«
هر كه قناعت نمايد زندگى‌اش خوب وگوارا مى‌شود وهر كه طمع نمايد سرگردانى اش به درازا مى‌انجامد»

٣از فوائد قناعت آنست كه به قناعت شكر منعم حقيقى كه پروردگار است تحقق مى يابد. زيرا كسى كه به رزق پروردگار قانع شد به شكر او مى‌پردازد ازين سبب رسول الله صلى الله عليه وسلم فرموده اند:

«كُنْ وَرِعًا تَكُنْ أَعْبَدَ النَّاسِ وَكُنْ قَنِعًا تَكُنْ أَشْكَرَ النَّاسِ» (سنن ابن ماجه – عن ابي هريره.
«
ورع و تقوا پيشه كن تا عابدترين انسانها شوى قناعت اختيار نما تا شاكر ترين انسانها گردى»

٤رستگارى و بشارت نصيب قناعت پيشه‌گان است در حديثی كه به روايت فضالة بن عبيد آمده رسول الله صلى الله عليه وسلم فرموده اند:

«طُوبَى لِمَنْ هُدِيَ إِلَى الْإِسْلَامِ وَكَانَ عَيْشُهُ كَفَافًا وَقَنَعَ»( سنن الترمذي:

«خوشحالى باد كسى را كه به اسلام هدايت شده ومعيشتش به اندازه كفايتش بوده وقناعت داشته باشد

ودر حديث ديگر كه مسلم روايت كرده آمده است .

«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ أَسْلَمَ وَرُزِقَ كَفَافًا وَقَنَّعَهُ اللَّهُ بِمَا آتَاهُ»(صحيح مسلم.

«به يقين به فلاح ورستگارى رسيده كسيكه به اسلام گرويده وبه قدر كفايت روزى داده شده والله او را بر آنچه كه داده قناعت بخشيده است»

٥قناعت انسان را از گناهان كه قلب را تخريب و نيكى هارا از بين مى‌برد نگهمیدارد چون حسد‌، غيب، سخن چينى و دروغ و غيره و برخى از حكماء گفته اند :

«وجدت أطول الناس غماً الحسود وأهنأهم القنوع»

«با غم ترين انسان را حاسدان و آرام ترين وخوشگوارترين آنان را قناعت پيشه گان يافته أم .

٦حقيقت غنامندی در قناعت است ، رسول الله صلى الله عليه وسلم در حديث كه بخارى ومسلم روايت نموده اند فرموده اند:

«لَيْسَ الْغِنَى عَنْ كَثْرَةِ الْعَرَضِ وَلَكِنَّ الْغِنَى غِنَى النَّفْسِ»(صحيح البخاري)

«غناى ( حقيقى ) از داشتن سامان وكالاى زياد نيست وليكن غناى ( حقيقى ) غناى نفس است»

و در حديث كه ابن حبان در صحيح خود آورده به اين لفظ آمده است.

«ليس كذلك إنما الغنى غنى القلب والفقر فقر القلب »(المستدرك على الصحيحين للحاكم)

«غناى حقيقى، غناى قلب و فقر حقيقى فقر قلب است»

سعد ابن أبى وقاص پسرش را تو صيه نموده گفت :

«يا بنى إذا طلبت الغنى فاطلبه بالقناعة فإنها مال لا ينفد»

«اى پسركم هرگاه غنا و ثروت مى‌خواهى آنرا با قناعت بخواه زيرا قناعت مالى است كه انتها نمى‌پذيرد»

از أبو حاز م كه يكى از علما و زهاد است، شخصى پرسيد و گفت :

«ما مالك ؟ قال : لى مالان لا أخشى معهما الفقر: الثقة بالله، واليأس مما فى أيدى الناس»

مال تو چيست ؟ أبو حازم گفت : من دو نوع مال دارم كه با آنها از فقر نمى‌ترسم: يكى اعتماد به الله و ديگر نا اميد بودن ازآنچه كه در دست مردم است»

٧عزت مسلمان در قناعت و ذلت او در طمع است اين مطلب در حديث كه حاكمنيشاپورى آنرا روايت نموده و صحيح خوانده آمده است .

«شَرَفُ الْمُؤْمِنِ قِيَامُ اللَّيْلِ ، وَعِزُّهُ اسْتِغْنَاؤُهُ عَنِ النَّاسِ

«اند شرافت مسلمان در شب ( به نماز ) ايستادن وى و عزتش در استغنا و بى نيازى اش از مردم است »

باديه نشينى به باشندگان بصره گفت : سيد وسردار اهل بصره كى مى باشد ؟ گفتند : حسن است ، گفت : با چه چيز سيادت را كمايى كرده است ؟ گفتند : مردم محتاج به علم او مى باشند واو از دنياى مردم مستغنى است ،

موانع دست يابى به قناعت:

البته تعدادى از أسباب وعواملى اند كه مانع دست

يابى و رسيدن به قناعت می‌گردد كه ذيلاً برخى آنهارا ياد آور مى شويم :

۱ – كشش خواسته‌های نفس، شهوتهايى كه جز از راه كثرت مال و افزايش ماده نمى‌توان به آن د ست يافت.

٢خواستن زيادت مال و طلب كثرت آن به خاطر مصرف نمودن آن در راهاى خير وكار هاى نيك.البته اين شخص معذور بوده بلكه قابل ستايش است. كسى به ابوزناد گفت : ” چرا به مال وثروت محبت دارى در حالى كه ترا به دنيا نزديك مى‌سازد ؟ أبو زناد گفت : مال ثروت اگر چه مرا به دنيا نزديك می سازد ولى مرا از آن نگهداشته است.

٣تمایل به افزایش مال وجمع آوری آن تا براى أولاد ها وفرزندانش ذخيره كند وبعد از خود به جاى بگذارد، اين چنين شخص با جمع آورى مال شقى و بدبخت بوده به گناه آن مؤاخذه خواهد شد و از چند نگاه قابل ملا متى وسزاوار نكوهش است :

ألف- بد گمانى به پروردگار در باب رزق و روزى رساندن به بندگان.

با- اين شخص با اعتماد به ماندن مال به اولادهايش

برای حوادث روزگار، اعتمادش را از الله كم مى‌كند.

ج- محروم شدن خود شخص از منافع مالش.

د- اين شخص براى جمع نمودن مال زحمت وتكليف زياد مى‌كشد اما خودش از خير و نفع آن محروم و سعى وتلاشش در صورتی که مالش در وجوه خیر مصرف نشود مذموم است.

هـ – وبال وگناه جمع آورى ومحاسبه آن بر شخص

خواهد بود.

شخصى به حسن بصرى گفت : من از مرگ مى‌ترسم ومرگ را بد مى‌بينم حسن گفت : به خاطرى كه تو مال خود را پس انداخته اى واگر أنرا پيش مى فرستادى پيوستن به آن ترا مسرور مى ساخت.

راهای رسيدن به قناعت ودريافت آنهمان طورى كه اسباب وعواملى وجود دارد كه مانع دست يابى قناعت است ،اسباب وعوامل ،طرق وراهاى وجود دارد كه انسان با استخدام آن مى‌تواند به قناعت دست يابد كه اينك ذيلا به ذكر برخى ازآن ها مى پردازيم

١تقويه ايمان وتدريب قلب بر قناعت.
٢يقين داشتن بر اينكه رزق در رحم مادر نوشته شده است.

٣تدبر وتفكر در آياتى ازقرآن كريم به خصوص در مثل آيات ذيل

ألف – مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا [فاطر: 2]

هر رحمتی را که الله برای مردم باز گشاید پس برای آن (رحمت) باز دارنده ای نیست .

با- وَإِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ [يونس : 107]

واگر خیر و نعمتی را برتو اراده نماید پس هیچ کس باز دارنده فضل او نیست و به هر کس از بندگانش که بخواهد فضل خود را می‌رساند .

ج- وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا [هود:6]

وهیچ جنبنده ای در زمین نیست مگر اینکه روزی آن

بر الله است .

د- سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا [الطلاق : 7]
زود باشد که الله بعد از تنگدستی آسانی آورد .
٤شناخت حكمت الله تعالى در تفاوت أرزاق ومراتب بين بندگان.

أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا [الزخرف : 32]

آیا آنان رحمت پرودگارت را تقسیم می‌کنند؟ ما معیشت آنارادر زندگی دنیا میان شان تقسیم کرده‌ایم.

٥دعاء و سؤال زياد براى رسيدن به قناعت.
٦علم بر اينكه رزق تابع مقیاس‌های بشرى نيست.


٧ديدن به سوى كسيكه در امور دنيا از انسان پايان تر وضعيف تر است.

٨خواندن و مطالعه سيرت سلف صالح.
٩علم بر اينكه مال و ثروتى كه از راه مشروع به دست نيامده باشد سر انجام آن شر و وبال است
١٠توجه و دقت بر اينكه تفاوت ميان غنى وفقير خيلى بسيط است.

 

About admin